خوب یادم می آید سالهای دور ، ماه مبارک در فصول گرم سال بود.

حدود سی سال قبل و آن آن زمان ماها و امثال ما محصل بودیم در این ایام با شادی و خوشحالی خاصی به ییلاق می رفتیم .

مسجد آن زمان شور و حال خاصی برایمان داشت. وما بعد از اتمام مراسم نماز و روضه خوانی که توسط حاج آقا امامپور در مسجد شب زنده دار بودیم تا سحر بیدار بودیم نوحه می خواندیم و سینه میزدیم عشق ما بلندگوبود طبل و سنج و زنجیر و بعد از همه اینها  با بچه های دیگر به داخل محل می رفتیم و مردم را برای سحر بیدار میکردیم.

و اما جوانان آن دوره محسن عباسی - نصرالله یعقوبی- محمد رستمی - صدرالله عباسی - الیاس تقی پور -علی حسین یعقوبی ودیگران که شور حال انقلابی خاصی داشتند

نوجوانان آن دوره عبارتند از اینجانب -حجت الله یعقوبی - مسلم عباسی -شمس الله عباسی- داوود عباسی- سلیمان عباسی - و چند نفر دیگر

لازم به ذکر است در آن سالها بارها در مسجد محل دعای کمیل بر گزار میشد  حتی برای مناسبت های انقلابی به راهپیمایی میرفتیم

حتی خوب یادم هست برای روز قدس به ویشکی راهپیمایی کردیم

برای فوت آیت الله طالقانی به بلتر ک دسته عزاداری و سینه زنی راه انداختیم

نمایشگاه کتاب توسط بر و بچه های بسیجی راه اندازی شد و خیلی مسایل دیگر ازاین دست که من حضور ذهن ندارم .

اینها همه بخش های کوچکی از خاطرات بسیار بیادماندنی اینجانب است که در ذهنم نقش بسته است.

امید وارم طاعات و عباداتتان مقبول درگاه احدیت قرار بگیرد انشالله تعالی

اگر کسی خاطراتی ازاین دست دارد چه در ولنی و چه در لیاسی برایم بفرستد  و با نام خودش روی سایت بگذارم.

از خوانندگان همیشگی سایت اهالی محله های لیاسی و ولنی خصوصا برادران عزیز آقایان عیسی طالبی و حسن کاظمپور که با نظرات زیبایشان انرزی لازم را برای اینجانب فراهم می آورند تشکر ویژه دارم.